مهدى الهى قمشه اى

9

حكمت عملى ( اخلاق مرتضوى ) ( فارسى )

الهى قمشه‌اى شهرت داشت . بارها به اين بنده مىفرمود كه من اصلا از سادات بحرينم ولى چون در كسوت متعارف فعلى كه اختصاص به شيخ دارد شناخته شدم از تبديل عمامه سفيد به سياه خوددارى مىكنم . اين چند نكته را در شرح حالش در مقدّمه ترجمه فصوص و در نغمه عشّاق صفحه 367 آورده است : من آن رخشنده شمعم كه آتش عشق * مرا دل سوزد و پروانه را پر الهى طبع و مهدى نام و در عشق * لقب گرديد محيى الدين مقرر پدر دانشورى بد بو الحسن نام * چو شيخ خارقان جانش منوّر نبردى گر سبق در شهرت عشق * كجا زان بو الحسن بوده است كمتر سرشتى بود او را نيك‌خويى * الهى بود وى را پاك گوهر تو گويى در ازال بگرفته تعليم * صفا و زهد و تقواى اباذر نياكان بودم از سادات بحرين * ز حفّاظ قرآن قرّاء دفتر زمانه خواندشان در شهر قمشه * به دور نادر آن مرد دلاور ( تا آخر . . . ) پس از طىّ مراحل مقدماتى به ادراك محاضر و مجالس درس و بحث اساتيد بزرگى چون مرحوم آقا بزرگ حكيم خراسانى و مرحوم عارف آقا شيخ اسد اللّه يزدى ، و مرحوم برسى ، و مرحوم آقا حسين فقيه خراسانى ، و مرحوم ملا محمّد على معروف به حاجى فاضل ، و مرحوم محمّد هادى فرزانه قمشه‌اى و غيرهم قدّس اللّه تعالى اسرارهم توفيق يافت و از آن خرمنهاى فيض الهى توشه برداشت و سرمايه علمى گرد آورد . و بر اثر استعداد فطرى از سرمايهء علمى خود كسب بسزا و تجارت شايانى كرد كه تفسير و ترجمهء قرآن كريم ، و نيز ترجمه و تفسير صحيفهء سجّاديه ، و ترجمهء مفاتيح الجنان ، و ترجمه و تفسير چند خطبه و كلمات قصار سيّد الوصيّين و برهان الموحّدين و امام العارفين على أمير المؤمنين عليه السّلام به نظم و نثر ، و نيز تصحيح تفسير ابو الفتوح رازى و تعليقات بر آن ، و نيز ترجمه و شرح فصوص معلّم ثانى فارابى ، و نيز حكمت الهى عام و خاص ، و نيز نغمهء الهى و نغمهء حسينى و نغمهء عشّاق كه هريك از اين مؤلّفات عشر مكرّر به طبع رسيده است ، و نيز شاگردانى كه تربيت